اسپارتان

آیا میدانید اولین مربی رسمی اسپارتان ایران کیست و اولین تیم اعزامی به مسابقات رسمی اسپارتان چه کسانی بودند؟

بین سالهای 2017 و 2018 ما سه باز با تیم سفرکردیم، سوغاتی آوردیم، با فرهنگ ها آشنا شدیم، با کودکانی که با چشمهای تیز خود دنیا را تماشا میکردند دویدیم و درنهایت چیزی را از دست ندادیم.

تیم اول با نام اسپارتان ایران با هزینه ی شخصی به مسابقات اسپارتان دبی اعزام شد اعضای تیم عبارت بودند از

سولماز ابوالقاسمیان، مریم امرالهی ،فروغ شکیبا،ثریا عسگری و الهام فرهمند که این مسابقه در دبی و در کوه های HATTA برگزار شد.

مسابقه ی بعدی تعداد ما افزایش یافت این مسابقه در عمان برگزار شد

امیرعربانیان، فاطمه دهقان دهنوی، علیرضا توکلی، فروغ شکیبا، سولماز ابوالقاسمیان، ثریا عسگری، فرزانه قطبی زاده، والهام فرهمند

و در نهایت آخرین مسابقه ی ما در عمان هم در قسمت کودکان و هم بزرگسالان شرکت کننده داشت و تعداد ما از همیشه بیشتر بود و الهام فرهمند و مریم امرالهی بعنوان داور در این مسابقات حضور یافتند

هدی کهدویی، سمانه صمدی،گلناز میراسماعیلی، زویا، ثریا عسکری، ریحانه ابراهیم پور، امیرعربانیان، کودکان شرکت کننده عبارت بودند از محمدصالح فدوی، کیان امرالهی،آریا امرالهی، سپهرسالاری

سال 2018 در اولین دوره مربیگری اسپارتان که ویژه منطقه ی منا (MENA REJON)  یا خاورمیانه و شمال ۀفریقا برگزار میشد شرکت کردم و مدارکم توسط سازمان مورد نظر تایید شد و پس از یک دوره دو رزوه و امتحان عملی و تئوری موفق به کسب مدرک بین المللی اسپارتان شدم.

من به دبی رفتم در این سفر تنها بودم. این سفر یکی از سخت ترین سفرهای زندگی ام بود. کمی غمگین و افسرده بودم. درد میکشیدم رنجی درونم بود و از اینکه نمیتوانم با کسی در میاتش بگذارم بیشتر درد میکشیدم. بماند که بعد از آن سفر من پوست انداختم مانند ماری هزارساله که پوستش را لایه لایه پشت سرمیگذارد و پس از آن طوفانی تکه تکه هایش را به هزاران جا میبرد.

 

دوستان زیادی را از کشورهای دیگر در این دوره ملاقات کردم چیزی که آزارم میداد و هنوز باوجود اینکه مدتها از آن گذشته گاهی سرسوزنی غمگینم میکند این بود: چرا کشورم از زبان انگلیسی فرار میکند.

مدرس این دوره یک جوان 26 ساله ی آمریکایی بود جوانی بااستعداد و مسلط به مطالبی که باید ارائه میداد. خوب گوش میدادم تا بتوانم از پس جملاتی که با سرعت میگوید بربیایم ووقتی به اتاقم برگشتم دوساعت گریستم…

 

دوروز را کامل در هتل گذراندم و فقط فکرکردم آیا من اینجا هستم که مربی اسپارتان باشم؟ جوابم نه بود. یک نه ی بزرگ. من برای چیزی بیشتر آنجا بودم برای اینکه بتوانم بفهمم آیا یک دنبال کننده هستم یا یک ایجاد کننده..

بازگشتم و کمی پس از آن در آذر 99 اینستاگرامم را غیر فعال کردم…

من یک مربی اسپارتان بودم و یک نماینده ی رسمی توسعه اسپارتان در کشوری که درآن زندگی میکردم ولی آیا من توانایی ایرنا داشتم که از رویاهای خودم چشم پوشی کنم و برای برندی دیگر تلاش کنم.. آن فرد من نبودم..  

Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email
Share on facebook
Share on linkedin